X
تبلیغات
وبلاگ شخصی محمد سلطان زاده

محمد سلطان زاده

 

دلم گرفته ، دوباره این شبا برا حرم گرفته

دلم گرفته ، دوباره این شبا برا حرم گرفته
می بینی بازم ، چجوری روز و شبمو ازم گرفته
دلم اسیره ، غروب کربلا رو که یادم نمیره
هر دفعه آقا ، عکس ضریح رو میبینم گریم میگیره

سرم و سروری تو ، دلمو دلبری تو
فقط آقایی بود والله ، روزای نوکری تو

آقام آقام آقام آقام حسین آقام…

دوای دردم ، این دفعه که بیام دیگه برنمیگردم
مثل همیشه ، بزرگی کن اگر که من جوونی کردم
منو صدا کن ، مثل قدیم تو روضه ها به من نگاه کن
حالم خرابه ، این روزا آقا برا من خیلی دعا کن

منم عاشق یه دل داده ، که دلش دستت افتاده
همه دار و ندارم رو ، خود آقام بهم داده

آقام آقام آقام آقام حسین آقام…

خوابتو دیدم ، دوباره انگار که به آرزوم رسیدم
باشه قبوله ، اصلا برای دیدنت جونمو میدم
چیزی ندارم ، فقط میتونم سرمو برات بیارم
یه حالی میشم ، وقتی تو سجده سر رو تربتت میذارم

بمیرم از غمت آقا ، همه ی آرزوم اینه
وقتی ارباب من باشی ، نوکری خیلی شیرینه

آقام آقام آقام آقام حسین آقام…

دل بی قراره ، ولی همیشه یه نفر هوامو داره
هر چی که باشم ، مگه میشه امام رضا تنهام بذاره
صاحبمونه ، یه عمره رو قلبم دارم ازش نشونه
خودش غریبه ، نمیذاره که نوکرش غریب بمونه

اومدیم تا به پا بوست ، همه دردامونو گفتیم
به خدا تا تو را داریم ، دیگه از پا نمی افتیم

آقام آقام آقام آقام حسین آقام…

گلو بریده ، مثل تو کشته ای غریب کسی ندیده
بمیره مادر ، کی اومده موی سر تو رو کشیده
چه نامرتب ، سرت به روی نی تنت به زیر مرکب
سرت جدا شد ، جلو چشای خواهرت بیچآره زینب

چقدر فاصله افتاد بین سر تا تنت ای وای
چقدر درد سر شد او کهنه پیراهنت ای وای

آقام آقام آقام آقام حسین آقام…

 نوشته شده در  92/12/06  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

یا حسین غریب مادر تویی ارباب دل من

یا حسین غریب مادر تویی ارباب دل من

یه گوش چشم تو بسته واسه حل مشکل من

آخرش میاد یک روزی رو چشهمام قدم  میذاری

یبری تا کربلا او نمیذاری تو خماری

یه روزی میاد آقا جون که منم سگ تو باشم

چشامو موقع مرگم زير پات گذاشته باشم

دل من عاشق میمونه دائم از شما میخونه

منو میشناسی آقا جون من همونم اون دیونه

اونی که تنهای تنهاست دلش از همه بریده

اونی که واسه یک بارم هنوز اقاشو ندیده

تموم مردم دنیا ما رو میخونن دیوونه

آره ما دیوونه هستیم بیخیال این زمونه

تا وقتي عشق تو باشه اينا حرفه و بهونه

از عشق تو هلاکم اين خطم اين نشونه

حسرت زیارت تو مونده  تو این دل زارم

کربلاتو تا نبینم ارومو قرار ندارم

چشای قشنگ عباس خوابو از چشمام گرفته

این دل غریبم آقا جز خونت جایی نرفته

يل کربلا ابالفضل قربون اون قد و بالات

قربون چشاي نازت فداي خشکي لبهات

مي شنوم صداي پاتو رو زمين قدم ميزاري

صداي رقيه مياد عمو جان کي آب مياري

آقا من خودم ميدونم لايق اين حرفا نيستم

اما از شما چه پنهون از اهل زمونه هستم

 نوشته شده در  92/12/06  توسط محمد سلطان زاده  |