محمد سلطان زاده

 

تک بیت

 گر علی مشکل‏ گشای عالم است
فاطمه مشکل‏ گشای مرتضی است

پشت در ... یا ته گودال ... چه فرقی دارد ؟
هرکسی ذوب علی (ع) گشت تنش می سوزد

چــادر خــاکـی مـــادر سـبـب خــلـقـت مـاســـت
خــلـقــتـم بــوده بــرای لـک لـبـیـک حـــسـین


همه ی روضه همین است و همین است فقط
درد یک سوخته را سوخته ها می فهمند
تا قیامت سر سربند تو بی بی دعواست
معنی این سخنم را شهدا می فهمند


یادم  نمیرود که همه داد می زدند…
طوری لگد بزن که علی بی پسر شود…!
حساب کن،مثلا خانه ای چهل متری
محل آمد و رفت چهل نفر بشود


چادر مادر ما ؛؛ کار خودش را بلد است...
بگذارید فقط صحنه ی محشر برسد


نمی خواهم برنجانم دلت را بی سبب اما...
چگونه مرگ یک مادر چهل تن متهم دارد


دو آرزو به دل مادر جوانم ماند...
 کفن برای حسین وحرم برای حسن

 

ما قطره نا چيز به دريا هستيم
در بحث جنون شهره دنيا هستيم
بر سنگ قبور شيعيان بنويسيد
ما جيره خور حضرت زهرا هستيم...

 نوشته شده در  ۹۴/۰۱/۰۲  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

بی تو تمام سال به دردم نمی خورد

بی تو تمام سال به دردم نمی خورد
از تو فقط خیال به دردم نمی خورد
مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن
تفعیل و افتعال به دردم نمی خورد
وقتی که قبله موی تو و کعبه روی توست
ساییدن سفال به دردم نمی خورد
آقا فقط بیا و به داد دلم برس
این قلب پر ملال به دردم نمی خورد
تنها غذای حضرتی ات باب میل ماست
این نان شیرمال به دردم نمی خورد
بی تو برای چشم تو مستی حلال نیست
این رزق ناحلال به دردم نمی خورد
این آب ، شعله زاست به کشکول من بریز
بی اشک، اشتعال به دردم نمی خورد
خاکم که با دودست تو الماس می شوم
جاه و منال و مال به دردم نمی خورد

 نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۲۹  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

امسال سال مادر قامت کمانی است

امسال سال مادر قامت کمانی است
نوروز نیست وقت غم وخون فشانی است

بیهوده گشت فصل بهار و شروع نو
بعد از غروب فاطمه دنیا خزانی است

شادی عید کدام است چون بتول
مشغول بار بستن از این دار فانی است

از هفت سین عشق فاطمه ما سینه زن شدیم
کارم چو زینب و حسین و حسن نوحه خوانی است

 نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۲۹  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

من گریه میکنم که مصفا کنی مرا

من گریه میکنم که مصفا کنی مرا
شاید غبار چادر زهرا کنی مرا
ابن الکریم بر در تو سائل آمده
دور از کرامت است ز سر وا کنی مرا

این عید هم بدون تو ما گریه می کنیم
بی تو میان خوف و رجا گریه می کنیم

چشمان جاده از غم هجرت پر آب شد
قلب قلم به دست دل من کباب شد
آنقدر که نیامدی و من ندیدمت
این چند خط بدل به هزاران کتاب شد

باشد تمام می کنم این اشک و آه را
باشد تمام می کنم عمر تباه را

بیچاره من که اینهمه از عشق خوانده ام
اما به پای عشق قریبت نمانده ام
تنها دلم خوش است در این فاطمیه هم
دل را به خاک خیمه سبزت رسانده ام

با حال گریه روضه نوشتم خودت بخوان
گرچه بدم نرو تو کنارم بمان بمان

این روضه را به نام تو آغاز می کنم
این صفحه را برای تو من باز می کنم
اینجا نوشته مادر تو سینه اش شکست
گریه ز میخ خونی لجباز می کنم

این چند سطر روضه برای همه بس است
آقا ببخش میوه باغ تو نارَس است

 نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۲۹  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

این عید به نور فاطمیه زیباست

روزی تمام سال من از زهراست

با بردن نام فاطمه فهمیدم

سالی که نکوست، از بهارش پیداست …

*********************

عيد امسال پر از بوي گل ياس شده

و پر از خاطره ي گندم و دستاس شده

همه ي دشت گواهند كه با بوي بهار

عطر يك خانه ي آتش زده احساس شده

******************

امسال بهار غرق مانم باشد

نوروز به فاطميه توام باشد

كي شاد دل شيعه شود از نوروز

وقتي كه دل علي پر از غم باشد

****************

سوگند به ايزد و به قرآن مجيد

سوگند به حيدر و زهراي شهيد

نامردم اگر سيه به اين تن نكنم

خير سر عيد من و سال جديد

***************

عيد است ولي بدون او غم داريم

عاشق شده ايم و عشق را كم داريم

اي كاش كه اين عيد ظهورش برسد

اين گونه هزار عيد با هم داريم

******************

در سال جدید شعار ما یا زهراست
عیدی به تمام شیعیان با مولاست

امسال به زیر پرچمش سینه زنیم
سالی که نکوست از بهارش پیداست

********************

یا مقلب القلوب دنیا زهراست
امسال شروع سال ما با زهراست

در لحظه ی تحویل، سر سفره ی عید
ذکر دل بی قرار ما یا زهراست

*****************

رسیده عید و دلها شاد و خرم

همه در فکر دیدارند با هم

همه آماده اند سفره بچینند

به فکر سفره های هفت سینند

منم در سفره دارم هفت سن را

ولی توام شده با داغ زهرا

بود سین نخستین ، سیلی کین

به روی مادرم با دست سنگین

ببین بر سفره سین دومم را

که سویی نیست در چشمان زهرا

بگویم سین سوم تا بسوزی

که مادر سوخت بین کینه توزی

از این ماتم دل حیدر غمین است

که سین چهارمم سقط جنین است

به روی سفره سین پنجم اینست

سر سجاده اش زینب حزین است

شده سفره پر از اشک شبانه

ششم سین مانده سوت و کور خانه

چه گویم ای عزیز از سین آخر

بود آن سینه ی مجروح مادر

 نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۲۹  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

ما بچه شیعه ها عزاداریم

فاطمیه اومده انگار محرم اومده

مولا عزا گرفته و ماه غم اومده

ما اشک غم تو این شبا داریم

ما داغ کوچه تو دلا داریم

ما بچه شیعه ها عزاداریم

============

مادر عشق ادمه مادر پناهه ادمه

اینجا تو می تونی بگی مادر به فاطمه

وای قلب زینبین پریشونه

وای چشمای حسن پر از خونه

وای درد حیدر و کی میدونه

ما بچه شیعه ها عزا داریم

===========

در خونه علی اتیش زبونه میکشه

از بین کوچه رد خون تا خونه میکشه

اه از خشکیدن گل پرپر

اه از تلاطم دل حیدر

اه از شکستن دل مادر

ما بچه شیعه ها عزاداریم

زیر این چرخ علی دوست تر از فاطمه نبود

سند مستندم بازوی خون الود است

 نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۲۹  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

با نام تو هر کسی که لب باز کند
در هر سخنی که گوید اعجاز کند
خوشبخت کسی که سال خود را، زهرا
با گریه ی بر غم تو آغاز کند

 

بي دلبرتان عيد صفايي دارد؟

بي ياورتان عيد صفايي دارد؟

يك لحظه تصور كنُ انگه گله كن

بي مادرتان عيد صفايي دارد؟

 

 

امسال که سال همه خوبیهاست

 

رزق همه ی خلق به دست زهراست

 

از سفره ی فاطمیه اش معلوم است

 

سالی که نکوست از بهارش پیداست

 

بر دشمن و دوست، اعتبارش پیداست
در سینۀ عاشقان مزارش پیداست
نوروز سر سفرۀ زهرا هستیم
سالی که نکوست از بهارش پیداست

 

 ﺍﺷﮏ ﺯﻫﺮﺍ ﺟﺰء ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ

ﺫﮐﺮ ﺯﻫﺮﺍ ﺍﺣﺴﻦ ﺍﻟﺤﺎﻝ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ

ﺩﺭ ﻏﻢ ﺑﯽ ﺑﯽ ﺳﯿﻪ ﭘﻮﺷﻢ ﺑﺪﺍﻥ

ﺍﯾﻦ ﻟﺒﺎﺱِ ﻋﯿﺪِ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ

 

یک عده در کشاکش عیش و عروسی اند

یک عده پیش خصم پی چاپلوسی اند

ما راهمان جداست ازین مردم عوام

گریه کنان  روضه ی مادر خصوصی اند

 

ما فاطمه را با دل و جـان میخواهیم

ما چشـم بـه راهِ مهدی زهـراییـم

چون عیـد، مُصادفِ عـزای زهـراست

در مـاتـم او  با پسـرش همـراهیم

 

چرا شب غم ما را سحر نمی آید

چرا ز یوسف زهرا خبر نمی آید

عزیز فاطمه! یکدم بیا به محفل ما

مگر به مجلس مادر، پسر نمی آید

 

این دل پر از طراوت گل هاست، شک نکن
لبریزه از ولایت مولاست، شک نکن
چون سال نو مصادفِ با فاطمیه شد
امسال سال حضرت زهراست، شک نکن

 

ما مرده و ای کاش که جانی برسد

در پیری مان نه ، در جوانی برسد

آن روز برای شیعیان نوروز است

کز مرقد فاطمه نشانی برسد

 

***

 

حیدر پدر معنویِ این دنیاست

 پس مادر مهربان عالم زهراست

عید آمده است و بهترین مهمانی

پرسیدن احوالِ پدر مادرهاست

 

***

یا فاطمه پرواز پر و بال من است

یا فاطمه یا محول الحال من است

تا کی من و هفت((سین))تکراری؟ نه

((ی ا ف ا ط م ه)) هفت حرف امسال من است

 

***

مؤمن ز دل امیدوارش پیداست

از حال دعای انتظارش پیداست

یا فاطمه گفتیم که باران آمد

سالی که نکوست از بهارش پیداست

 

***

 

از سفره ی عشق لقمه نانی داریم

صد شکر هنوز هم توانی داریم

از گرد و غبار قلبمان آکنده است

ما فاطمیه خانه تکانی داریم

 

 نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۲۹  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

شمیم یاس

باز نشسته گندم آسیا کنه
اونکه نبض گردش ستاره ها توی دستای اونه
اون که مهربون ترین آدماست
تو هجوم درد وغصه  تو چشاش پره عطر بارونه

همیشه شب که میشه صوت دعا
توی گوش جا نمازه مادره
ولی کوچه های شهر بی وفا
پره ازشمیم یاس پرپره
 

گرفته زمونه  تنگ غروبه
تودل دنیا  غصه میمونه
نگاه پرازغم  بارون نم نم
بار سفر رو  میبنده کم کم

وای فرشته ها دارن میان شبونه
که بسپرن به دست آسمونا تن کبود یاس بی نشونه
کی؟ میخواد بباف موی دخترش رو؟
شبایی که دلش گرفته زینب میذاره روی دامنش سرش رو

گرفته زمونه تنگ غروبه
تودل دنیا غصه میمونه
نگاه پراز غم باروون نم نم
بار سفر رو میبنده کم کم

 نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۲۳  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

یگانه یاورم یا فاطمه/لاله ی پرپرم یا فاطمه

یگانه یاورم یا فاطمه/لاله ی پرپرم یا فاطمه

مُحرم ِ ولای ِ/حیدری شدی تو

از جراحت عشق/بستری شدی تو

همدم مهربون زینب مرو مرو مرو مرو

مادر قد کمون زینب مرو مرو مرو مرو

فاطمه یا زهرا...

حزین و خسته ای یا فاطمه /پهلو شکسته ای

لعنت خدا بر/خصم بت پرستت

می کُشه علی رو/لرزه های دستت

دلبر نیمه جون زینب مرو مرو مرو مرو

مادر قد کمون زینب مرو مرو مرو مرو

فاطمه یا زهرا...

میون کوچه ها بگو چی شد/وسط شعله ها بگو چی شد

در دفاع ِ از دین/قامتت خمیده

محسنت شهید و/تو میشی شهیده

خورشید آسمون زینب مرو مرو مرو مرو

مادر قد کمون زینب مرو مرو مرو مرو

فاطمه یا زهرا...

 نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۱۴  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

اُمید روز محشرم/نام تو را من می برم

اُمید روز محشرم/نام تو را من می برم

با چشم گریان/یا فاطمه جان/یا فاطمه یا زهرا

ای دست لطفت بر سرم/من بر تو خاک محضرم

معنای ایمان/یا فاطمه جان/یا فاطمه یا زهرا

همیشه غمخوار علی/یار وفا دار علی/یا زهرا

تویی علمدار علی/یار وفادار علی/یا زهرا

ای کوکب هدایت/شهیده ی ولایت

جانم شود فدایت/فدای غصه هایت

یا فاطمه یا زهرا...

شنیده ام کشیده ای/در مدّت ِ عُمر کمَت

رنج فراوان/یا فاطمه جان/یا فاطمه یا زهرا

میان آتش پشت در/نام علی را برده ای

با قلب سوزان/یا فاطمه جان/یا فاطمه یا زهرا

چو لاله ای پرپر شدی/فدایی حیدر شدی/یا زهرا

خمیده و مضطر شدی/فدایی حیدر شدی/یا زهرا

خورده گره داغ تو/به تار و پود حیدر

یاس کبود حیدر/بود و نبود حیدر

یا فاطمه یا زهرا...

به غصه های تو دل ِ/ارض و سما شد مبتلا

چو اهل ایمان/یا فاطمه جان/یا فاطمه یا زهرا

داغ تو شد سر منشأ ِ/مصائب کرببلا

قسم به قرآن/یا فاطمه جان/یا فاطمه یا زهرا

بغض نفسگیر عدو/نیزه و شمشیر عدو/وای وای وای

تیغ عدو تیر عدو/نیزه و شمشیر عدو/وای وای وای

بی زیر تیغ و دشنه/جانش فدا گردیده

حسین ِ تو لب تشنه/سرش جدا گردیده

حسین غریب مادر...

لینک

 نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۱۴  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

بی تو زهرا چشم من کم نوره (وقتی رفتی)

بی تو زهرا چشم من کم نوره

بساط غم برا حیدر جوره

خونه خیلی بی تو سوت و کوره

ای جان من،همه ی عمر من،هستی من

بگو که من چه کنم با اشک چشم حسن،واویلا

یا زهرا...

پر غم شد دل زار و خسته

روضه هات و میخونم پیوسته

رفته ای با پهلوی بشکسته

تو رفتی و علی موند و یک دنیا غم و آه

تک و تنها میزنه ناله ها در دل چاه،واویلا

یا زهرا...

میگه به چاه از غم تحمیلی

اشک سرخ و روی گشته نیلی

ناله داره از غلاف و سیلی

نمیدونم گناه تو ای مظلومه چی بود

که پر زدی سوی جنت با رخسار کبود،واویلا

یا زهرا...

 

 

نور و کوثر فاطمه یا زهرا

 

یار حیدر فاطمه یا زهرا

 

گل پرپر فاطمه یا زهرا

 

در جوانی بگو از چه خمیده شده ای

 

وامصیبت با قد خم شهیده شده ای،واویلا

 

یا زهرا...

 

دشمنا و ظلم بی نهایت

 

پشت اون در ای مَه ِ هدایت

 

تو نمودی یاری ولایت

 

یار رهبر شدی ای بانوی روز جزا

 

تازیانه گواهه بر حرف من به خدا،واویلا

 

یا زهرا...

 

چی بگم از هجوم دشمن ها

 

از آتیش ِ خزون ِ گلشن ها

 

کینه های ابن ذلجوشن ها

 

تو حسین و پشت در گودال ِ درد و غمت

 

مسمار در شده دلیلی بر عُمر کمت،واویلا

 

یا زهرا...

 

لینک

 نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۱۴  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

من و این همه غم زهرا زهرا

من و این همه غم زهرا زهرا

سپرم شده خم زهرا زهرا

تویی بهونه ی اشک حسنین

همیشگی شده گریه ی حسین، کجایی ای زهرا

کجایی ای زهرا...

رفتی از بر من زهرا زهرا

گل پرپر من زهرا زهرا

فِراق تو شده غصه ی دلم

حلال کن علی و از تو خجلم

حبیبه ی طاها

کجایی ای زهرا...

غم  ِ من بی حساب زهرا زهرا

سلامم بی جواب زهرا زهرا

ببین که گواه ِ غربتم اینه

شده انیس من چاه مدینه

واویلا وویلا

کجایی ای زهرا...

لینک

 نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۱۴  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

یک عده در کشاکش عیش و عروسی اند

یک عده در کشاکش عیش و عروسی اند

یک عده پیش خصم پی چاپلوسی اند

ما راهمان جداست ازین مردم عوام

گریه کنان  روضه ی مادر خصوصی اند

 نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۱۲  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

یا فاطمه،تو نور حقّ و کوکب ِ هدایتی

یا فاطمه،تو نور حقّ و کوکب ِ هدایتی
شهیده و،پهلو شکسته ی ره ِ ولایتی،یا فاطمه

جمال ِ حور،زِ طلعَت ِ خدایی ات روایتی
شهیده و،پهلو شکسته ی ره ِ ولایتی،یا فاطمه

یا فاطمه،دلدادگان ِ عشق را عنایتی
شهیده و،پهلو شکسته ی ره ِ ولایتی،یا فاطمه

 

عطر خوشت حس میوشد هر سحر از کوچه های ما    مولای من وقتی تو میکنی گذر از کوچه های ما

آقا بیا ای بی قرار گریه ی شبهای کربلا    یبن الحسن ای تکیه دار روضه ی آقای سر جدا

هر شب بزن ما را گره به پرچم ارباب کربلا    خیمه نشین، خیمه نشین هر شب مهتاب کربلا

آقای من در سینه موج میزند اندوه بی کران    آقای من عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان

 نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۱۲  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

غمم همینه،تو فاطمیه میره دل سوی مدینه

*غمم همینه،تو فاطمیه میره دل سوی مدینه

برات بمیرم،ای مادر خمیده ی شکسته سینه

مادرِ خسته،دلم میون ِ روضه هات به غم نشسته

من چی بگم از،قنفذ و تازیانه و دست شکسته

آتیش قلب آفاقه،شرر صورت نیلی

قاتل جون عشاقه،حدیث کوچه و سیلی

مددی حضرت زهرا...

*پهلو شکسته،غم اینقده زیاده که حساب نداره

تو کوچه بازار،سلام شوهرت دیگه جواب نداره

مصیبت تو،تازه شروع راهه ای قامت خمیده

دل میسوزه از،روضه ی قتلگاه و یک سرِ بریده

گودی مقتل و غربت،لاله ی پرپر زهرا

نیزه و تیر و شمشیر و،چکمه و شمر و واویلا

یا حسین یا حسین مظلوم...

 نوشته شده در  ۹۳/۱۲/۱۲  توسط محمد سلطان زاده  |