محمد سلطان زاده

 

گزینه های روی میز

یک …
لحظه لحظه خاطرات بهمنی که یک دفعه بهار شد
بهمنی که بوی گل گرفت و سوسن و یاسمن
بهمنی که غرق شوق و شور بود، انفجار نور بود

 

دو …
سرزمینی که نگاش به آسمونه و حسابش از زمین جداست
ذره ذره خاکش از غرور و غیرته
سرزمینی که شن کویرشم، لشکر خداست

 

سه…
بغض ناتموم مادری بالاسر جنازۀ پسر
بغضی که یک‌مرتبه صدا میشه سکوت رو میشکنه
ای تموم بچه‌هام فدای تو یا حسین
این گلم نثار کربلای تو یا حسین

 

*
ای پدر و مادرم فدای تو یا حسین
زندگیم فدای کربلای تو یا حسین
*

 

چهار…
ایستادن یه نوجوون بدون ذره‌ای ترس و آرزو
روبروی تانک‌های روبرو

 

پنج…
اهتزار پرچم سه رنگ
روی گنبد مسجدی که زخمۀ گلوله‌هاست
خنده‌های مردمی که یک صدا می‌گن
«فتح شهر خون کار خداست»

 

شش…
آسمونی که پر از نوای ربناست
آسمونی که قرق شده با شهاب و رعد و صاعقه
با آیۀ «و ما رمیت اذ رمیت»
آسمونی که کابوس کرکساست

 

هفت…
چشمه چشمه موج موج
کوچه کوچه رود رود
تو خیابونا به هم رسیدن و یکی شدن
شکستن سردی دی و غرور اهرمن

 

حالا بازم بشمارن
اینا گزینه‌های روی میز ماست
حالا بازم بشمرید
گزینۀ روی میزتون چیاست
حالا بازم بشمرید
همه میدونن این آخرای قصۀ شماست

 

هفت … شش… پنج … چهار … سه … دو … یک …

 نوشته شده در  93/11/18  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم .

والفجر. ولیال عشر. والشفع والوتر. والیل اذایسر.

به نام آن که  نام و یادش مظهر امید و لطف و احسان است .

سلام بر شهیدان و امام شهیدان و درود بر فجر آفرینانی که نهال دهه فجر همواره به همت والایشان یادگار و ماندگار مانده است.

و سلام بر شما رهروان راستین فجرآفرینان در این جشن پیروزی ایرانیان

 

 

ای دوست بیا تا سرود فتح و پیروزی بخوانیم و همگام با روزهای بهمن ماه خاطرات شیرین سال های انقلاب را مرور کنیم.

 

سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش‏آمدی
 
'
از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران
اندیشه باور شد، در امتداد باران
بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت
بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران
و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد
بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

 

 نوشته شده در  93/11/16  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

احلی من العسل

احلی من العسل

ولایت اعتبار ما ، شهادت افتخار ما

همین لباس خاکی است معنی عیار ما

به کوه طعنه میزند شکوه اقتدار ما

جهان نهاده است سر به حکم ذوالفقار ما

نفس نفس طنین غیرت است در گلوی ما

قدم قدم رهایی قدس آرزوی ما

بسیجیان جان به کف دلاوران کشوریم

که هر کجا و هر نفس مطیع امر رهبریم

طوفان غیرتیم ، چون سیل میرسیم

فکر رهائیه بیت المقدسیم

ما در غلاف صبر پنهان چو آتشیم

لب تر کند ولی، شمشیر می کشیم

( از جان گذشته اییم ، در راه بی بدل

مردن برای ما ، احلی من العسل ) 2

( فدائیان کشوریم ، مطیع إمر رهبریم ) 2

مدافعان حق در این نبرد نابرابریم

ما رهپویان حیدریم

تو قلب ما جایی نمیمونه برای ترس

از بس که دل هامون پره از غیرت و ایمان

ما پاسبان راه استقلال و آزادی

ما حافظ جمهوری اسلامی ایران

شرمنده ایم از خون اونهایی که جون دادن

تو قلب ما جایی برای ترس و ذلت نیست

ما از تبار قوم احلی من العسل هستیم

برای ما شیرین تر از شهد شهادت نیست

طوفان غیرتیم ، چون سیل میرسیم

فکر رهائیه بیت المقدسیم

ما در غلاف صبر پنهان چو آتشیم

لب تر کند ولی، شمشیر می کشیم

از جان گذشته اییم ، در راه بی بدل

مردن برای ما ، احلی من العسل

 

فدائیان کشوریم ، مطیع إمر رهبریم

مدافعان حق در این نبرد نابرابریم

ما رهپویان حیدریم

 

 نوشته شده در  93/11/15  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

 نوشته شده در  93/10/24  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

دلم گرفته ، دوباره این شبا برا حرم گرفته

دلم گرفته ، دوباره این شبا برا حرم گرفته
می بینی بازم ، چجوری روز و شبمو ازم گرفته
دلم اسیره ، غروب کربلا رو که یادم نمیره
هر دفعه آقا ، عکس ضریح رو میبینم گریم میگیره

سرم و سروری تو ، دلمو دلبری تو
فقط آقایی بود والله ، روزای نوکری تو

آقام آقام آقام آقام حسین آقام…

دوای دردم ، این دفعه که بیام دیگه برنمیگردم
مثل همیشه ، بزرگی کن اگر که من جوونی کردم
منو صدا کن ، مثل قدیم تو روضه ها به من نگاه کن
حالم خرابه ، این روزا آقا برا من خیلی دعا کن

منم عاشق یه دل داده ، که دلش دستت افتاده
همه دار و ندارم رو ، خود آقام بهم داده

آقام آقام آقام آقام حسین آقام…

خوابتو دیدم ، دوباره انگار که به آرزوم رسیدم
باشه قبوله ، اصلا برای دیدنت جونمو میدم
چیزی ندارم ، فقط میتونم سرمو برات بیارم
یه حالی میشم ، وقتی تو سجده سر رو تربتت میذارم

بمیرم از غمت آقا ، همه ی آرزوم اینه
وقتی ارباب من باشی ، نوکری خیلی شیرینه

آقام آقام آقام آقام حسین آقام…

دل بی قراره ، ولی همیشه یه نفر هوامو داره
هر چی که باشم ، مگه میشه امام رضا تنهام بذاره
صاحبمونه ، یه عمره رو قلبم دارم ازش نشونه
خودش غریبه ، نمیذاره که نوکرش غریب بمونه

اومدیم تا به پا بوست ، همه دردامونو گفتیم
به خدا تا تو را داریم ، دیگه از پا نمی افتیم

آقام آقام آقام آقام حسین آقام…

گلو بریده ، مثل تو کشته ای غریب کسی ندیده
بمیره مادر ، کی اومده موی سر تو رو کشیده
چه نامرتب ، سرت به روی نی تنت به زیر مرکب
سرت جدا شد ، جلو چشای خواهرت بیچآره زینب

چقدر فاصله افتاد بین سر تا تنت ای وای
چقدر درد سر شد او کهنه پیراهنت ای وای

آقام آقام آقام آقام حسین آقام…

 نوشته شده در  92/12/06  توسط محمد سلطان زاده  | 

 

یا حسین غریب مادر تویی ارباب دل من

یا حسین غریب مادر تویی ارباب دل من

یه گوش چشم تو بسته واسه حل مشکل من

آخرش میاد یک روزی رو چشهمام قدم  میذاری

یبری تا کربلا او نمیذاری تو خماری

یه روزی میاد آقا جون که منم سگ تو باشم

چشامو موقع مرگم زير پات گذاشته باشم

دل من عاشق میمونه دائم از شما میخونه

منو میشناسی آقا جون من همونم اون دیونه

اونی که تنهای تنهاست دلش از همه بریده

اونی که واسه یک بارم هنوز اقاشو ندیده

تموم مردم دنیا ما رو میخونن دیوونه

آره ما دیوونه هستیم بیخیال این زمونه

تا وقتي عشق تو باشه اينا حرفه و بهونه

از عشق تو هلاکم اين خطم اين نشونه

حسرت زیارت تو مونده  تو این دل زارم

کربلاتو تا نبینم ارومو قرار ندارم

چشای قشنگ عباس خوابو از چشمام گرفته

این دل غریبم آقا جز خونت جایی نرفته

يل کربلا ابالفضل قربون اون قد و بالات

قربون چشاي نازت فداي خشکي لبهات

مي شنوم صداي پاتو رو زمين قدم ميزاري

صداي رقيه مياد عمو جان کي آب مياري

آقا من خودم ميدونم لايق اين حرفا نيستم

اما از شما چه پنهون از اهل زمونه هستم

 نوشته شده در  92/12/06  توسط محمد سلطان زاده  |